چگونه می توان
به زمان فرماان ایست داد
آنگاه که زمین به حرمت ثاتیه می ایستد.
گریزی نیست جز برگ های اوفتاده
وازدحام حادثه های پشت ثانیه ها
همیشه یک چیز هست
یک چیز زنده
دلیلی به انجماد ثانیه نیست
وقتی حادثه ها منجمد می شوند.
زمستان هست
وثانیه می گذرد
پاییز بود وزمستان شد.
هنوز نیافتاده است
برگ را
می گویم
بیشک خواهد افتاد
امروز یا فردا
مهم نیست
شاید اخرین روز برگ اولین روزش باشد.